تحقیقات عوامل متعددی را که در اثربخشی سازمانی مؤثر هستند، نشان داده می باشد که بعضی مهّمترین عوامل به تبیین زیر نام برده می گردد: (دفت، 1390).

1-  گرایش استراتژیک

سازمان اثر بخش به مشتری توّجه زیادی می کند. به سرعت از خود واکنش نشان دهد. کانون توّجه یک سازمان موفق بسیار روشن و مشخص می باشد. چنین سازمانی خوب می داند که آیا آینده نگر می باشد یا حالت دفاعی به خود می گیرد. خوب می داند که بایستی موفق گردد و در این راه چه بایستی بکند یا بهترین اقدام کدام می باشد. به کارهایی می پردازد که از آنها، درک و تخصّص بیشتری دارد .

 

 

 

2- مدیریت عالی

بُعد دیگر سازمان اثر بخش در فرآیندها و روش های مدیریت نهفته می باشد. سازمانهای بسیار موفق از سه عامل که خاص مدیران می باشد، بهره گیری می کنند. رهبران سازمان دارای رویا هستند، تعصّب به اقدام درسازمان ها موج می زند وتمرکز بر ارزش های اصلی می باشد.

3- طراحی سازمان

سازمانهای موفق و اثر بخش از نظر طرح سازمانی دارای سه ویژگی هستند. آنها دارای شکل ساده و کارکنان اندک می باشند. در انها تمرکز زدایی با هدف افزایش کارآفرینی انجام می شود.سخت گیری و ساده گیری به صورت همزمان اتفاق می افتد

4- فرهنگ سازمانی

بعضی از محققان عقیده دارند که فرهنگ سازمانی مستقیماً  بر اثربخشی آن تأثیر نمی گذارد، بلکه این تأثیرگذاری از طریق اصلاح رفتار اعضای سازمان انجام می شود (,2009  Zheng).  سازمانهای موفق می کوشند تا از انرژی و علاقه شدید کارکنان بهره گیری کنند. بدین مقصود جوی آکنده از اعتماد به وجود می آورند. افزایش تولید و بهره وری را از مجرای کارکنان تقویت می نمایند و همواره دیدگاه های بلند مدت دارند  (دفت ،1390).

همچنین افزایش اثربخشی را بایستی معلول ترکیبی از عوامل گوناگون دانست که در ادامه  به تبیین تعدادی از آنها تصریح می گردد (ابراهیمی نژاد و محی الدینی، 1388).

  1. بهبود کیفی عامل کار
  • کارکنان با به کارگرفتن نکاتی می توانند اثربخشی خود را بهبود بخشند.
  • توجه های مثبت کاری مانند غرور به کار و شوق برای پیشرفت مستمر.
  • کمک به همکاران در صورت لزوم و اجرای کارها به صورت گروهی
  • مشارکت در برنامه های بهبود اثربخشی
  • اجرای درست کارها از آغاز
  • حفظ سلامت جسمی.

 

 

2.اصلاح روابط مدیریت و کارکنان

ارائه اطلاعات دقیق درمورد عملیات سازمانی موجب اعتماد و اطمینان کارکنان می گردد.برگزاری جلسات عادی یا ویژه برای رسیدگی به معضلات کارکنان فرصت مناسبی می باشد که کارکنان با مدیر احساس آشنایی و تفاهم بیشتری کنند و در نتیجه جو گرم و دوستان های برای کار گروهی سازمان ایجاد گردد.

3.بهره گیری از نظرات و پیشنهادات کارکنان

برای بهبود اثربخشی، لازم می باشد به تمامی کارکنان فرصت مشارکت در برنام ههای طراحی شده، داده گردد؛ مدیر آنها را تشویق کند که نظرات خود را برای اجرای بهتر کارها ارائه دهند.

  1. ره آورد فنّاوری

فناوری به کارکنان امکان می دهد تا با بهره گیری از عوامل موجود، کارآیی و اثربخشی خود را  بالا ببرند. فناوری همچنین موجب اثربخشی سیستم های مدیریتی کارآتر و پیشرفته تر درسازمان شده می باشد. اقدامات زیر نیز در اثربخشی سازمان مؤثر می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • کاهش اضافه کاری های غیر ضروری.
  • اتخاذ تدابیری برای کاهش غیبت و مرخصی های به ظاهر موجه.
  • طراحی صحیح مشاغل برای جلوگیری از اتلاف وقت کارکنان.
  • جلوگیری از ترک سازمان با مدیریت صحیح و برقراری روابط انسانی و اجتماعی سالم.
  • طراحی سیستم بهداشت و ایمنی اثربخش و نظارت دقیق بر آن.
  • آموزش مهارت های لازم به کارکنان.
  • استخدام شایسته ترین فرد ممکن برای هر شغل و در هر سطح.
  • طراحی سیستمی برای پرداخت حقوق و مزایا.

2-1-6)استراتژی های افزایش اثربخشی سازمانی

استراتژی های افزایش اثربخشی سازمانی بر طراحی فرآیندهایی تمرکز می کند که از حصول به اهداف و خَلق فرهنگی مثبت طرفداری می کنند. نسخه واحدی را نمی توان برای طراحی استراتژی ها پیدا و تجویز نمود. بعضی ازحوزه هایی را که برای استراتژی های افزایش اثربخشی سازمانی می توان مورد توّجه قرار داد به تبیین ذیل قابل ذکرمی باشند هر چند بایستی اذعان داشت این فهرست ها کُلّی اند و بایستی مطابق با ارزیابی محیط های خاص سازمانی و نیازهای خاص آنها به فهرست های جزئی و تفضّیلی تقسیم گردند.

1) اهداف و استراتژی های پژوهش آن به روشنی تعریف شده باشد.

2) یک سیستم ارزشی که بر عملکرد، بهره وری، کیفیت، خدمات مشتری، کار گروهی و انعطاف پذیری تأکید کند.

3) اِعمال رهبری مقتدرانه از سوی کادر عالی سازمان.

4)  یک سیستم مدیریتی قدرتمند.

5) یک نیروی کار منعّطف، ماهر، متعهد و با انگیزه.

6) کار گروهی مؤثر در سراسر سازمان.

7) فشار و تأکید مستمر برای خلاّقیت و رشد.

8) توانایی پاسخ گویی سریع به فرصت ها و تهدیدها.

9) توانایی مدیریت و در واقع فشار برای تغییر.

10) یک پایه مالی مناسب و یک سیستم خوب برای مدیریت حسابداری و کنترل هزینه ها (آمسترانگ، 1381).

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید