محیط ها بر اساس آن چیز که که ما آن را عدم اطمینان محیطی می نامیم، نسبت به هم متفاوت اند. بعضی سازمانها با محیط های نسبتاً ایستا مواجه اند و بعضی دیگر با محیط های پویا روبه رو هستند. محیط های ایستا نسبت به محیط های پویا عدم اطمینان کمتری برای مدیران ایجاد می کند. زیرا عدم اطمینان محیطی تهدیدی بر علیه اثربخشی به شمار می رود (رابینز، 1385). بعضی توصیه هایی که سازمانها می توانند در شرایط عدم اطمینان اثربخشی خود را حفظ و ارتقاء دهند به قرار ذیل قابل اظهار می باشند: (اشرفی، 1381).

1- مهندسی مجدد ساختارهای ماشینی و سلسله مراتبی

بهره گیری از ساختارهای پویا و منعطف برای وظایف غیر تکراری و محیط نامطمئن و ساختار ماشینی برای وظایف تکراری و محیط مطمئن.

 

2- توّجه به استراتژی نوآوری

بازنگری در راهبردهای موجود، کنار گذاشتن راهبردهای تقلیدی و تدافعی و روی آوردن به راهبردهای نوآور و تحّول آفرین در این زمینه ضروری می باشد. در این راهبرد به استقبال خطر رفتن، تشویق و از کوشش های خلاق و ابتکاری طرفداری می گردد.

3- حرکت تدریجی به سوی فرهنگ انعطاف پذیر

توّجه به فرهنگ انعطاف پذیر مانند عوامل مؤثر در اثربخشی در شرایط عدم اطمینان محیطی به شمار می رود. این فرهنگ با نگاه منعطف و راهبردی به محیط خارجی توّجه دارد. کوشش می کند تا نیازهای مشتریان را به سرعت پاسخ دهد. سازمانهای اثر بخش در شرایط عدم اطمینان محیطی دارای فرهنگ انعطاف پذیر می باشند.

4- برخورداری سازمان از فن آوری اطلاعاتی جدید

برخورداری سازمان از فن آوری اطلاعات جدید در حّد مـتوسط موجب ارتقاء اثربخشی می گردد. این فن آوری انتقال و دسترسی به اطلاعات را صرف نظر از بُعد مسافت، از هر جای سازمان و در محیط واقعی امکان پذیر می سازد. سازمانهای اثر بخش در شرایط عدم اطمینان محیطی از فن آوری اطلاعاتی مانند سامانه های اطلاعاتی مدیریت بهره گیری می کنند.

5- بکارگیری نظام مدیریت منابع انسانی

نظام مدیریت منابع انسانی هم به عوامل مؤقعیتی زیرا ویژگی های نیروی کار، راهبرد شرکت، بازار کار،        فن آوری، قوانین و ارزش های اجتماعی و هم به گروه های ذینفع زیرا سهامداران، مدیریت سازمان، کارکنان، دولت، جامعه و اتحادیه ها توّجه می کند. سازمانهای اثر بخش در شرایط عدم اطمینان محیطی از نظام مدیریت منابع انسانی راهبردی برخوردارند. پژوهش های انجام شده در مدسه عالی بازرگانی هاروارد حاکی از تأیید این موضوع می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

6- بهره گیری از مکتب مدیریت مردم سالاری و انسانی

سازمانهای اثر بخش در شرایط عدم اطمینان محیطی از سبک مدیریت مردم سالاری و انسانی یعنی نظام مدیریت مشارکتی بهره گیری می کنند. بعضی از پیامدهای مثبت این نظام عبارتند از: بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان، شکوفایی استعدادهای انسانی، افزایش خلاّقیت و نوآوری، افرایش کیفیت محصول و خدمات، توسعه بهره وری و کاهش فشارهای عصبی و روانی کارکنان و مدیران.

7- بهره گیری از کارکنان حرفه ای و متخصّص

سازمانهای اثر بخش در شرایط عدم اطمینان محیطی از کارکنان حرفه ای و متخصص بهره گیری می کنند. این کارکنان مهّمترین و اساسی ترین منبع سازمان به شمار می طریقه.

2-1-8)ساختار و اثربخشی سازمانی

درک فرآیند اصلی و ساختار سازمانی به فهم و شناخت محیط کاری بزرگ تر کمک می کند و نیز می تواند از آشفتگی در سازمان جلوگیری کند. ساختار سازمانی از مفاهیم اصلی در شکل گیری سازمان می باشد. گستردگی حوزه تعاریف و تأثیرگذاری ساختار نیز بر اهمیت آن تاکید دارد؛ به ویژه اینکه هر گونه تغییر و تحول سازمانی با ابعاد ساختار سازمان ارتباط دارد. ساختار سازمانی الگو و نقشه ارتباطات و تعاملات میان بخش ها و اجزای یک سازمان می باشد (, 2007 Swanger and   Gursoy).  سازماندهی، فرآیند ایجاد ساختار سازمانی می باشد و ساختار سازمانی چاچوب سازمانی می باشد که به درجه ای از رسمیت، پیچیدگی و تمرکز تصریح دارد (Robbins, 1996). در طراحی ساختار سازمانی دو کار مهّم انجام می شود. اوّل آن که وظایف اصلی سازمان به وظایف فرعی شکسته می گردد، وظایف فرعی به پست ها و واحدهای سازمان محّول می گردد و نوعی تقسیم کار به وجود می آید (تفکیک) و سپس از طریق مکانیزم های هماهنگی، همکاری لازم برای دستیابی به هدف مشترک (ترکیب) فراهم می گردد (مقیمی،  1385).

«هال[1]» معتقد می باشد که ساختار سازمانی سه وظیفه اساسی بر عهده دارد:

1) به تولید ستاده سازمانی برای نیل به اهداف سازمان کمک می کند.                                                         2) تأثیر تنوعات فردی را به روی سازمان حداقل می کند.                                                                3) عرصه ای می باشد که تصمیمات سازمانی اخذ می گردد و قدرت اعمال می گردد.

ساختار سازمانی همچنین جایی می باشد که در آن ارتباطات سازمانی اتفاق افتاده و اقدامات سازمانی صورت     می گیرد. ساختار سازمانی دارای ابعاد مختلفی می باشد که از آن جمله می توان به رسمیت، تمرکز، تخصّصی کردن، استاندارد کردن، سلسله مراتب اختیار و … تصریح نمود. در طراحی ساختار سازمانی برای یک سازمان اثربخش بایستی نکات اساسی را مورد توّجه قرار داد که پاسخ به سئولات ذیل در این زمینه راه گشا خواهد بود :

1) هر شغل چگونه تخصصی گردد و چه تعدادی از مشاغل بایستی شامل یک پست در سازمان گردد؟

2) محتوی کاری هر پست تا چه اندازه بایستی استاندارد گردد؟

3) برای هر پست چه مهارت ها و دانش هایی مورد نیاز می باشد؟

4) بر چه اساسی پست ها در واحدها و واحدها در واحدهای بزرگتر گروه بندی شوند؟

5) هر واحد تا چه اندازه بزرگ باشد؟ چه تعدادی از افراد به یک مدیر گزارش دهند؟

6) بازدهی هر پست یا واحد تا چه اندازه بایستی استاندارد گردد؟

7) چه مکانیزم هایی برای تسهیل هماهنگی در میان پست ها و واحدها تعبیه گردند؟

[1] Hall

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید