روش‌های غیر پارامتریک[1] عموماً عملکرد یک بنگاه یا واحد تصمیم گیری را با بهترین عملکرد بالفعل بنگاه های داخل آن صنعت مطالعه می کند. روش‌های غیر پارامتریک را می‌توان ساده‌ترین روش‌های نظاره و تخمین کارایی تلقی نمود. برای تشخیص کارایی هر نظاره خاص بایستی حد استانداردی وجود داشته باشد که این امر مستلزم در نظر گرفتن مشاهدات با ویژگی مشابه می‌باشد. در سطح الگوهای غیر پارامتریک، روش‌های گوناگونی برای نظاره ناکارایی وجود دارند که عبارتند از (احمد پور،1385) :

  1. روش مشاهدات
  2. روش پله ای[2]
  3. روش میانگین خطی
  4. روش وصل نقاط حدی[3]
  5. روش تحلیل پوششی داده‌ها DEA

با بهره گیری از شکل زیر به تبیین این روش‌ها می‌پردازیم.

شکل 2-3. مرز روش‌های غیر پارامتریک (احمد پور،1385)

الف روش مشاهدات : در این نمودار نقاط 1 الی 5، الگوی مشاهدات بنگاه های موجود در یک صنعت می‌باشد. بر اساس الگوی مشاهدات اگر بنگاه های 1 و 2 و 3 با بهره گیری از نهاده‌هایی که دارند بهترین عملکرد را داشته باشند، بنگاه های 4 و 5 ناکارا خواهند بود. این روش در برابر این پرسش که با ترکیب نهاده های دو بنگاه 4 و 5 چه محصولی به دست می‌آید ناکارا می‌باشد. زیرا شکل تابع تولید بنگاه‌ها در این روش در دست نیست و تنها مشاهدات به صورت نقاطی بر روی نمودار ترسیم شده‌اند. همچنین این روش کارایی بنگاه‌ها را مشخص نمی‌سازد. با این حال برای مقایسه ناکارایی در روش مشاهدات، مبنایی نا مطمئن قابل تحقق می باشد و آن در صورتی می باشد که مشاهدات بیشتری مانند بنگاه 6 که در اندازه به‌کارگیری نهاده‌ها برابر با بنگاه 5 می باشد وجود داشته باشد که در آن شرایط می‌توان ناکارایی را با مقایسه محصول بدست آمده نشان داد.

ب) روش مرز پله ای : نقاط حدی با خط شکسته ای همچون خطی که از نقاط 1 و 2 و 3 گذشته می باشد به هم وصل می شوند تا مرز پله ای حاصل گردد. اما این مرز به دلیل محدودیت‌های اندازه گیری نمی‌تواند تخمین مناسبی برای مشاهداتی که چندان به نقاط حدی نزدیک نیستند ارائه دهند. اگر تعداد مشاهدات بسیار زیاد باشد، مجموعه ای از نقاط بهترین عملکردها پدید می‌آید که در این صورت، پله های مرز تولید، کوچک شده و مشکل مشاهدات دور مرتفع خواهد گردید. اما در واقعیت تعداد مشاهدات به سمت بی نهایت به علت محدودیت زمانی و خطای تخمین عملاً وجود ندارد.

ج) روش میانگین خطی: در الگوی میانگین خطی فرض بر این می باشد که ورودی‌ها و خروجی‌ها تقسیم پذیر هستند و لذا می‌توان نقاط میانی برای مشاهدات فراهم نمود. بدین ترتیب می‌توان مرز تولید را با وصل نقاط با خط مستقیم بدست آورد. برای این کار دو حالت پیش روست : نخست اینکه نقاط مجاور یکدیگر به وسیله خط مستقیم بهم وصل شوند که در آن صورت نقاطی زیرا نقطه 2 نیز جزء مرز به حساب می آیدو دوم اینکه نقاط 1 و 3 به هم وصل شوند، با این فرض که نقاط روی مرز به لحاظ تکنیکی قابل دسترس بوده‌اند، هرچند که در اقدام بدست نیامده باشند. با فرض اخیر بنگاهی مانند 2 نه روی مرز بلکه درون مرز قرار می‌گیرد؛ لذا می‌توان استدلال نمود که نقطه ای روی خط اتصالی مشاهدات 1 و 3 در سطح ورودی‌های بکار رفته، نقطه 2 قابل دسترس می باشد و بنگاه 2 ناکارا اقدام می کند.

چ) روش وصل نقطه حدی: ممکن می باشد در واقع صنعت بتواند روی منحنی OO قرار داشته باشد که از اتصال نقاط حدی حاصل شده‌اند. نقاط حدی از عملکرد بهتر بنگاه های موجود در صنعت نیز قابل استخراج می باشد و بدین ترتیب ممکن می باشد نقاط 1 و 3 نیز خود درون مرز امکانات تولید مانند O’O’ قرار گیرند. فضای ورودی‌ها و خروجی‌ها در واقع تولید را نشان می‌دهد و تابع تولید محدب یا تئوری‌های اقتصادی موجه می باشد. مانند اشکالاتی که به روش‌های فوق وارد می باشد فرض تک ورودی و تک خروجی بودن مدل‌هاست که در دنیای واقعی چنین امری به ندرت هست (خسروی،1383).

2-7- دیدگاه ورودی محور و دیدگاه خروجی محور

قبل از مطالعه روش‌های برآورد آغاز لازم می باشد به معیارهای برآورد ورودی محور و خروجی محور تصریح گردد. این دو معیار به نتایج مشابه اما نحوه تحلیل متفاوت منجر می گردد و با در نظر داشتن نیاز محقق و سازمان در مورد نحوه جابجایی و تغییر در اندازه داده و ستانده از لحاظ انعطاف پذیری در چگونگی این تغییرات انتخاب می گردد.

الف) معیار ورودی محور: در جستجو پاسخ به این سوال هستیم که تا چه حد می‌توانیم از اندازه ورودی‌ها بکاهیم بدون اینکه تأثیر در اندازه محصول داشته باشد. در این دیدگاه هرگونه هدف گذاری بر مبنای تعدیل در ورودی‌ها صورت می‌گیرد. این معیار در واقع با در نظر داشتن وضعیت خاص بازار یا تنوع تولید و اندازه فروش تعیین می گردد. به عنوان مثال مواردی که امکان بازاریابی و افزایش مشتریان وجود ندارد.

ب) معیار خروجی محور: در جستجو پاسخ به این سوال هستیم که تا چه حد می‌توان اندازه خروجی‌ها را با همان اندازه داده افزایش داد. این معیار غالباً در سازمان‌هایی که قدرت تغییر در داده های خود را ندارند کاربرد دارد. سازمان‌هایی که زیر نظر یک مرجع تصمیم گیرنده مانند دولت اداره می شوند. این واحدها به دنبال افزایش در اندازه فروش محصولات و خدمات خود می‌باشند اما داده های آن‌ها ثابت می‌باشد (احمد پور،1385).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] Nonparametric Methods

[2] Stepped Frontier Method

[3] Linking of Examine Point Method

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید