در تعاریف یاد شده می‌توان سیر تکاملی انتزاعی به عینی از غیر قابل شناخت، شهود و الگوهای ذهنی به مهارت و دانش کاربردی و انتقال ناپذیری به انتقال پذیری هدفمند از غیر قابل انتقال به انتقال از طریق یادگیری و کارآموزی را ملاحظه نمود. این امر گویای آن می باشد که مفهوم دانش ضمنی در پیوستاری از انتزاع مطلق تا نسبتاً عینی شناور می باشد. برای مدیریت و عملیاتی کردن آن بایستی کوشید دانش ضمنی از انتزاع کامل به عینیت نسبی هدایت گردد. این به معنای چشم پوشی از ظرافت‌های ناملموس دانش ضمنی نیست. هدف آن می باشد که بستر مناسبی برای شناخت آن فراهم گردد تا تسهیم و دستیابی به آن را هموار نماید (خبازی، 1387).

 

2-2-4- ابعاد دانش ضمنی

نوناکا و تاکوچی دانش ضمنی را به دو بعد فنی و ذهنی تقسیم می‌کنند. بعد فنی دانش ضمنی شامل حرفه‌ها، مهارت‌های غیر متعارف و ناملموس و فنون عینی می گردد؛ در حالی که بعد ذهنی که درونی نیز خوانده می گردد مواردی زیرا الگوهای ذهنی، طرح‌ها، نمونه‌ها، زوایا، عقاید، باورها، توجه‌ها و تصورات باطنی را در بر می‌گیرد که فرد درمورد آنها هیچ تردیدی ندارد. بعد ذهنی دانش ضمنی تصورات فرد از واقعیت (چیستی) و توجه او نسبت به آینده (بایستی) را منعکس می کند. نونکا و تاکوچی تأکید می‌کنند که هرچند این دانش به آسانی قابل اظهار نیست اما دیدگاه افراد نسبت به جهان پیرامون را شکل می‌دهد و عامل مهمی در خلق دانش جدید به شمار می‌رود. (نوناکا و تاکوچی: صص 33 و 116).

مضافاً بر این، برای دانش ضمنی ویژگی‌های دیگری زیرا محلی، درونی، تجربه مداری، بافتاری، انتزاعی، پایداری و تجدید پذیری نیز برشمرده شده و به قابلیت آن به عنوان دانش چگونگی در تبدیل دانش چیستی به اقدام، دشواری در مفصل بندی، انتقال از طریق روایت و گفت و شنود و اختصاص آن به استادکاران پرداخته شده می باشد. دانش ضمنی ریشه و اساس دانش سازمانی و انسانی و منبع مهم استراتژیک سازمان ارزیابی و بر اهمیت آن به عنوان مزیت رقابتی سازمان تأکید شده می باشد. از آنجا که دانش ضمنی معمولاً قسمتی از فرآیندهای یادگیری بلند مدت در یک بافت ویژه می باشد که در ساختار تفکر جای دارد (میلتون، 1391: 49) ارتباط بایستی توجه داشت که نوآوری از ایده و آرمان برمی‌خیزد. در واقع عامل اصلی در تقویت نوآوری و خلق دانش جدید نیل به آرمان و تحقق ایده خاصی می باشد که ریشه در دانش ضمنی دارد. (نونکا و تاکوچی، ص 36) از همین روی دانش ضمنی را حایز تأثیر اصلی در کارایی دانش در سازمان ها می‌دانند که کسب و مدیریت آن به موفقیت سازمان منجر می گردد.

 

2-2-5-کارکرد دانش ضمنی

در خصوص کارکرد دانش ضمنی اختلاف نظر هست. این اختلاف نظر را در دو سطح فردی و سازمانی می‌توان اظهار نمود. در سطح فردی دو دیدگاه درمورد کار ویژه دانش ضمنی هست. گروهی دانش ضمنی را برای اجرای بهینه امور ضروری می‌دانند. در این توجه، دانش ضمنی شکاف‌های آموزشی رسمی را پر می کند. همچنین مجموعه فوت و فن و مهارت هایی می باشد که انطباق افراد با جایگاه‌های جدید را تسهیل کرده و آنها را قادر می کند که سریع تر اقدام کنند و نسبت به شرایط متغیر چالاک تر و پاسخگوتر باشند. پیش روی، بعضی دیگر دانش ضمنی را مانعی برای تغییرات بنیادین ارزیابی می‌کنند. از این زاویه، دانش ضمنی از تجربه بر می‌خیزد. تجربه نوعی اطمینان و اعتماد به دانسته‌ها ایجاد می کند که می‌تواند به ایستایی و مقاومت در برابر رهیافت‌های جدید بینجامد. لذا دانش ضمنی دانشی نسبتاً ثابت می باشد که نوعی روزمرگی را ایجاد و در برابر افکار نو موضعی تدافعی اتخاذ می‌نماید (خبازی، 1387).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

در سطح سازمانی نیز کارکرد دو گانه مشابهی برای دانش ضمنی برمی شمرند. بعضی دانش ضمنی را منبع اساسی دانش و ایده‌های نوآورانه تلقی می‌کنند. از این نظر دانش ضمنی کلید دستیابی به مزیت رقابتی پایدار می باشد. این امر ریشه در کمیابی، زمینه مداری و منحصر به فردی دانش ضمنی دارد. دسته‌ای دیگر خاستگاه دانش ضمنی را سنت‌ها می‌دانند. پایبندی به سنت‌ها رویکردهای تازه و نوآورانه را بر نمی‌تابد. لذا دانش ضمنی به عنوان نیرویی محافظه کارانه در سازمان اقدام می کند. در واقع میان کار ویژه‌های نوآورانه و محافظه کارانه دانش ضمنی ارتباط هست. محافظه کاری و سنت مدار بودن دانش ضمنی کپی کردن آن را دشوار و آن را منحصر به فرد می کند. لذا دانش ضمنی را به منبع مزیت رقابتی پایدار تبدیل می کند.

2-2-6- مصادیق دانش ضمنی

دانش ضمنی گستره‌ای متنوع از مصادیق را در بر می‌گیرد که از آن ها می‌توان به نمونه های زیر تصریح نمود: شهود، مهارت، بصیرت، دانش چگونگی، بارورها، الگوهای ذهنی، هوش عملی، گمان، حس درونی، استعداد، درایت، قانون مبتنی بر تجربه، احساسات، بهترین اقدام، بداهه گویی، واکنش غریزی، سلیقه، دید هنری، تجربه و ایستارها. عملی بودن دانش ضمنی در شمار متنوعی از نمونه‌های آن مانند دانش چگونگی و بهترین اقدام منعکس شده می باشد. مصادیق فوق نشان می‌دهد که هرچند مشخصه اصلی دانش ضمنی ضمنی بودن به مثابه انتزاع می باشد اما می تواند در گستره‌ای از مفاهیم انتزاعی مطلق تا نسبتاً غیر انتفاعی متفاوت باشد. بعضی از آنها مانند شهود و الگوهای ذهنی به مثابه یک حس از چنان انتزاعی برخوردارند که قابل انتقال به دیگران نیستند اما بعضی دیگر مانند بصیرت، استعداد و هوش عملی هرچند به گونه‌ای ناملموس درک می شوند اما می‌توانند منجر به نتایج غیر انتزاعی تری شوند که در رفتار و برون داده‎ای کاری تجلی می‌یابد. در واقع علیرغم دشواری در مفصل بندی دانش ضمنی نظاره پذیری بالایی در بعضی نمونه‌های آن مانند مهارتها و بداهه گویی ملاحظه می گردد. سطح تحلیل مصادیق دانش ضمنی نیز متفاوت می باشد. بعضی از نمونه‌ها مانند سلیقه و حس درونی صرفاً فرد را به عنوان بازیگر در نظر می‌گیرند اما بعضی دیگر مانند درایت و ایستاها علاوه بر افراد، تیم ها و گروه‌های بازیگر را نیز در بر می‌گیرند (رضازاده و همکاران، 1389).

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید