با وجود اینکه رقابت پذیری صنعت ماهیت جداگانه و خاص خود را دارد، اما صنعت از یک ماهیت بینابینی نیز برخوردار می باشد ؛ بدین معنی که از یک طرف ، زمانی که به عنوان محیط خرد فعالیت و رقابت بنگاه ها و کسب کار ها در نظر گرفته می گردد ، ماهیت زیر ساختی به خود گرفته و به سطح ملی شباهت پیدا می کند. از طرف دیگر زمانی که به عنوان مجموعه ای از بنگاه های فعال در یک حوزه تخصصی ( مانند خودرو ، مواد غذایی ، خدمات بانکی و بیمه ای و غیره) در مقایسه با صنایع رقیب در فضای رقابتی ملی و بین المللی در نظر گرفته می گردد، ماهیتی کارکردی به خود گرفته و به سطح بنگاهی شباهت پیدا می کند.( هر چند که خود متشکل از بنگاه های زیادی می باشد که در یک حوزه تخصصی معین مشغول فعالیت و رقابت می باشند) بر این اساس رقابت پذیری صنعت در بعضی موارد از لحاظ مفهومی و نیز از نظر شاخص های تعیین کننده رقابت پذیری با رقابت پذیری کشور و بنگاه نقاط مشترکی دارند. ادبیات نظری و تجربی رقابت پذیری صنعت نیز همانند ماهیت صنعت ، در بعضی موارد بصورت مستقل و در بسیاری از موارد بصورت مشترک با سطوح ملی و بنگاهی به مطالعه مباحث مربوط به رقابت پذیری در این سطح پرداخته می باشد.(آقازاده ، 1386،ص144)

باکلی و همکاران او رقابت پذیری صنعت را در قالب یک چارچوب کاربردی شامل ابعاد عملکردی رقابتی ، پتانسیل رقابتی و فرایند مدیریتی می دانند. بایستی توجه داشت که رقابت پذیری یک فرایند مستمر بوده و از حالت ایستا برخوردار نیست. بر این اساس در زمان بکار گیری این مفهوم نه تنها بایستی نتایج عملکردی و پتانسیل ایجاد چنین عملکردی را مد نظر قرار دهیم بلکه بایستی به فرایند چگونگی حصول این عملکرد توجه کافی داشته باشیم (باکلی و همکاران ، 2004 ، ص175).

به نظر پورتر ، دو عامل اصلی برای مطالعه سودآوری یک کسب و کار در بازار هست که عبارتند از : ساختار صنعتی که کسب و کار در آن فعالیت می کند، و موضع یابی رقابتی کسب و کار در آن صنعت. این دو عامل استراتژیک هستند که منجر به طراحی و اجرای استراتژی کسب و کار می گردد ساختار صنعت ارزش ایجاد شده توسط فعالیت اقتصادی اعضای صنعت و نیز توان آنها برای سهیم شدن در ثروت ایجاد شده را توصیف می کند. در واقع یک صنعت زمانی می تواند رقابت پذیر بوده و نسبت به صنایع رقیب در بازارهای رقابتی ارزش بیشتری ایجاد نماید که از هماهنگی خوبی با عوامل محیط ملی برخوردار بوده و نیز از تعادل مناسبی در بین نیروهای ساختار داخلی خود بهره مند باشد . پورتر بطور معمول ساختار صنعت را متشکل از پنج نیرو می داند. شدت رقابت بین رقبای موجود در صنعت ، تهدید تازه واردین به صنعت ، تهدید محصولات جانشین ، قدرت چانه زنی خریداران ( مشتریان ) و قدرت چانه زنی عرضه کنندگان. این پنج نیرو جذابیت و رقابت پذیری صنعت را در بازارهای رقابتی مشخص می کنند. یک بنگاه فعال در یک صنعت خاص می تواند با در نظر داشتن این نیرو ها موضع رقابتی مناسبی برای خود در آن صنعت و در بازار رقابتی رقم زند. همچنین یک کشور می تواند با در نظر داشتن این نیرو­ها زمینه را برای رقابت­پذیری صنایع خود در بازارهای رقابتی جهانی فراهم نماید.(آقازاده ، 1386،ص146)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-1-5-3 رقابت پذیری در سطح بنگاه ]شرکت ، سازمان[

رقابت پذیری از دیدگاه یک شرکت عبارتست از توانایی تولید و عرضه کالاها و خدمات به گونه ای مطلوب تر و کارآمد تر از رقبای ذی ربط. در بخش تجارت ، رقابت پذیری به مفهوم موفقیت در بازارهای بین المللی بدون برخورداری از طرفداری های دولتی یا هر گونه یارانه می باشد. اگرچه پایین بودن هزینه حمل و نقل در یک کشور ممکن می باشد سبب گردد که بنگاه های تولیدی آن کشور بتوانند در بازار داخل یا بازارهای کشورهای مجاور کالاهای خود را با موفقیت عرضه کنند اما رقابت پذیری صرفا از طریق تفوق در بهره وری[1]حاصل می گردد. (علمی، 1389،ص3)

در اقتصاد متکی بر بازار ، بنگاه ها به مقصود جذب مشتری بیشتر با یکدیگر رقابت می کنند و ازین رو دائما رفتارهای همدیگر را زیر نظر گرفته و استراتژی های متنوعی برای کسب موفقیت اتخاذ می نمایند. پس رقابت موجب می گردد تا بنگاه ها به بهترین شکل اقدام نمایند ، کالاهایی را با بهترین کیفیت تولید کنند و خدماتی را با پایین ترین هزینه ارائه دهند. فضای رقابتی بر اساس مکانیزم تشویق بنگاه های کار آمد و بهره ور و تنبیه بنگاه های ناکارامد و غیر بهره ور ، توسعه فعالیتهای کارآفرینانه و ورود به بازارهای جدید را ترغیب می نماید. در شرایط ایده آل بازار ، بنگاه ها در برابر تقاضای متغیر بازار و ورود بی وقفه رقبا با سرعت و انعطاف مناسب واکنش نشان می دهند. ورود بنگاه ها و شرکتهای جدید ، محرک های لازم را برای تنظیم بازار ایجاد می ‌کند. واقعیت این می باشد که موانع زیادی در بازار هست که مانع از رقابتی بودن واقعی بازار می گردد ، شاهد این امر ، بنگاه هایی هستند که شرایط بازار را مختل نموده و مانع از ورود تازه واردان به بازار می گردد این موانع ممکن می باشد به دلیل وجود اطلاعات نامتقارن مربوط به بازار ، فناوری ، مقررات و صرفه مقیاس ، بین بنگاه های در حال رقابت و یا بعضی از اقدامات ضد رقابتی بنگاه های حاضر در صنعت در جهت توسعه کنترل خود بر بازار و ممانعت از ورود تازه واردان ایجاد شوند. رقابت بین رقبای موجود شبیه کوشش برای بدست آوردن جایگاهی می باشد که معمولا از طریق بهره گیری تاکتیک هایی نظیر رقابت بر سر قیمت ، مبارزات تبلیغاتی ، کوشش برای معرفی محصول و افزایش خدمات یا ضمانت برای مشتریان صورت میگیرد. دلیل رقابت این می باشد که یک یا چند از رقابت کنندگان احساس نوعی فشار می کنند و یا احساس می کنند فرصت هایی برای پیشرفت فراهم شده می باشد.در بیشتر صنایع اقدامات رقابتی از جانب یکی از رقبا تاثیر مهمی بر دیگر رقابت کنندگان دارد و پس ممکن می باشد تلاشی تلافی جویانه یا کوشش برای مبارزه را بر انگیزد، این نشان میدهد که شرکت ها به گونه متقابل به یکدیگر وابسته اند. این الگوی عمل و عکس و العمل ممکن می باشد همچنان توسط شرکت آغازگر ادامه داشته باشد و در نتیجه صنعت پیشرفت چشمگیری داشته باشد.(پورتر ، 1387 ، ص42)

پروفسور مایکل انرایت[2]، مدیر برنامه رقابت پذیری انستیتوی راهبرد اقتصادی و تجاری هنگ کنگ معتقد می باشد که رقابت پذیری یک شرکت هنگامی تحقق می یابد که آن شرکت بتواند بر رقبای خود تسلط پیدا کند به گونه ای که درآمدهای بیشتری کسب کند. هر ملتی که بتواند از طریق خط مشی های اقتصاد کلان به بهره وری بالاتری دست یابد می تواند سطح زندگی خود را به مدارج بالاتری ارتقاء بخشد. (علمی ، 1389،ص4)

[1]Superior Productivity

[2]Michael Enright

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید