رقابت پذیری به توانایی وادار کردن مشتری به انتخاب پیشنهاد های شرکت در قبال پیشنهادهای رقبا تعریف می گردد بدین نحو که ، توانایی در بهبود مداوم فرایند های شرکت ؛ به ارائه پیشنهادی بهتر منجر شده و در نتیجه سطح رقابت پذیری ارتقا خواهد پیدا نمود. ( وبستر[1] ، 2005 ، ص158) ، در یک جمع بندی کلی ، رقابت پذیری مفهوم یا قلمرو گسترده ای دارد و در تعیین آن عوامل متعددی دخالت دارند (ما[2] ، 2006،ص709 ؛ پورتر و شواب[3] ، 2008) بر مبنای این تعریف ، عواملی همچون عملکرد بنگاه در قبال بازار ، عملکرد بنگاه در قبال مشتری ، عملکرد درونی بنگاه استوانه های اصلی رقابت پذیری را تشکیل می دهند.

– عملکرد بنگاه در قبال بازار ، بر ایجاد هوشمندی در سراسر سازمان در ارتباط با نیاز های فعلی و آتی مشتری ، نشر هوشمندانه در بین بخش های مختلف سازمان و پاسخگویی به آن هوشمند مبتنی می باشد. این نوع عملکرد نه تنها برای خارج از سازمان ، بلکه در داخل سازمان مورد توجه می باشد. در این شاخص ، مولفه هایی نظیر عملکرد سهم بازار ، عملکرد توسعه خدمات در بازار ، بهبود شهرت و تصویر بنگاه در بازار و رعایت اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی در قبال بازار به عنوان شناسه های این شاخص تلقی می گردد.

– عملکرد بنگاه در قبال مشتری ، تابعی از ارزش های مشتریان و سهام داران بوده و قدرت مالی ، تعیین کننده توانایی اقدام و عکس العمل در محیط های رقابتی بوده و در این بین عواملی همچون قیمت رقابتی ، کاهش هزینه ها ، برآوردن انتظارات مشتریان و ارتباطات ارزشمند مشتریان و … به عنوان مولفه های تاثیر گذار بر عملکرد شرکت از منظر مشتریان می باشد.

– عملکرد درونی بنگاه که در آن وضعیت درونی بنگاه و موسسه با توصیف شاخص های عینی نظیر سرانه فروش ، بازگشایی دارایی ها ، نرخ فروش داخلی و شاخص های ذهنی از قبیل ادراکات مدیریت از بهره وری ، سودآوری ، رضایت و مشارکت کارکنان ، مهارت کارکنان و سایر ویژگیهای شخصیتی آنها مشخص می گردد. ( رحیمی کلور ، 1390، ص76)

چارچوب مفهومی ابعاد رقابت پذیری

رقابت پذیری
عملکرد درونی بنگاه
عملکرد بنگاه در قبال مشتری
عملکرد بنگاه در قبال بازار

 

 

 

 

 

 

شکل2-1 ابعاد سه گانه رقابت پذیری در بنگاه

2-1-8عوامل موثر بر رقابت پذیری

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-1-8-1عوامل محیطی

لازمه هرگونه تصمیم گیری و برنامه ریزی راهبردی شناخت وضعیت موجود، از طریق مطالعه عوامل محیطی می باشد. وظیفه تحلیل ­گران محیطی برای شناسایی فرصتها و تحدید ها ، ارزیابی دقیق آثارمتغیرهای محیطی بر روی تمامی ارکان سازمان اعم از نهاده ها و ستاده های آنها می باشد. عوامل محیطی به عنوان پارامتر تاثیر گذار بر رقابت پذیری ، در ابعاد مختلف اقتصادی – سیاسی حضوری موثر و ظهوری پر رنگ دارد. معمولا عوامل محیطی را در ابعاد سه گانه کلان بین المللی،خرد و ملی در نظر می گیرند که در این بین، عوامل محیطی کلان اساسا به مجموعه عواملی که بربنگاه تاثیر گذاشته و از حیطه کنترل آن خارج می­باشند( مانند عوامل سیاسی، اقتصادی و… ) تصریح دارد.عوامل محیطی ملی،اهداف فوق را درابعادی کوچکتر و درسطح ملی تعقیب و دنبال می کند. عوامل محیطی خرد به محیط نزدیک به سازمان و در واقع بازار می پردازد و در عین حال ، عوامل تشکیل دهنده آن از ارتباط تنگاتنگ با بنگاه و فعالیت­هایش برخوردار می باشد نظیر پویای­های مربوط به بازار ، فناوری ،مشتری ، رقابت و نهایتا پویایی­های مربوط به خود بنگاه . (گوران و همکاران [4]، 2011)

بر این اساس ، محیط کلان – بین الملل تأثیر زیر ساخت را برای محیط ملی اعمال می کند و چنان چه تحولات به وجود آمده در حوزه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی بین الملل بتواند آثارمثبتی در حوزه­های چهار­گانه داخلی بر جای بگذارد.دراین شرایط محیط ملی نیز می تواندمنجر به ایجاد پویایی درحوزه های بازار، فناوری ، مشتری و رقبا شده و پویایی خود بنگاه را نیز به ارمغان بیاورد. اگر این طور نباشد چنان چه تغییرات محیط کلان –بین الملل به گونه ای رقم بخورد که همخوانی لازم با محیط ملی نداشته باشد با فرض ثبات در وضعیت محیط ملی امکان ایجاد مزیت رقابتی آن هم از نوع پایدار وجود نخواهد داشت و این امر در میان مدت آثار سویی بر پویایی های محیط خرد بر جای خواهد گذاشت.(لازلو[5] ، 2009،ص125)

(در این پژوهش به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات بین المللی ، محقق به مطالعه محیط های خرد و ملی پرداخته می باشد.)

[1]Webster

[2]Ma

[3]Porter & Schwab

[4]Goran etal

[5]Laszlo

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید