1.سنجش اندازه اثربخشی سازمانی درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت

2.سنجش آموزش مهارتها درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت

  1. سنجش فرایند مدیریت دانش درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت.

4.سنجش ارتباط بین آموزش مهارتها و اثربخشی سازمانی درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت.

5.سنجش تاثیر فرایند مدیریت دانش بر ارتباط بین آموزش مهارتها و اثربخشی سازمانی درشرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت.

1-5) چارچوب نظری پژوهش

چهارچوب نظری مبنایی می باشد  که تمام پژوهش بر مبنای آن اجراء می گردد. چهار چوب نظری یک شبکه منطقی ، توسعه یافته ، توصیف شده و کامل بین متغیرهایی می باشد که از طریق فرآیندهایی مانند مصاحبه ، نظاره وبررسی ادبّیات موضوع(پیشینه پژوهش) فراهم آمده می باشد (خاکی ،1387). مبنای نظری پژوهش حاضر تحقیقی می باشد که عبد رحمان[1] و همکارانش در سال 2013 انجام داده ومدل آن به صورت زیراست:

آموزش

مهارت

 

 

مدیریت دانش

کسب دانش

به کارگیری دانش

تبدیل دانش

حفظ دانش

 

اثربخشی

سازمانی

 

 

 

 

 

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 

 

 

 

شکل 1-1)مدل تحلیلی Abd Rahmanet al ,2013) )

 

 

 

1-6) فرضیه ها

بر اساس چهارچوب نظری پژوهش ، فرضیه های پژوهش به تبیین زیر می باشد:

1.بین آموزش مهارت واثربخشی سازمانی ارتباط هست.

2.فرایند مدیریت دانش ارتباط بین آموزش مهارت واثربخشی سازمانی را تعدیل می کند.

 

1-7) تعریف نظری و عملیاتی

1-7-1)اثربخشی سازمانی:

درادامه به تعریف مفهومی وعملیاتی متغیراثربخشی سازمانی به عنوان متغیر وابسته پژوهش پرداخته می گردد:

تعریف نظری: رابینز[2](1990)اثربخشی سازمانی را به عنوان اندازه کسب اهداف کوتاه مدت و بلند مدت با در نظر داشتن انتظارات ذی نفعان وارزیابی کنندگان تعریف می کند. ففر و سالانسیک[3] (1978)اثربخشی سازمانی را درجه و میزانی که سازمان نیازها را برآورده می سازد یا برآوردن معیارهای ارزیابی افراد خارج از سازمان تعریف می کنند(سیفی وهمکاران، 1392). از نظر دفت[4] (1995)اثربخشی سازمانی عبارت از اندازه دسترسی به اهداف تعین شده می باشد (etal.,2010 Zheng ).

تعریف عملیاتی: مبنای سنجش اثربخشی سازمانی در این پژوهش معیار هایی می باشد که گلد[5] وهمکاران در سال 2001 در نظر گرفته اندو شاخص های آن عبارتند از: نوآوری در ارایه خدمات یا محصولات جدید

شناسایی فرصت های جدید در کسب وکار، هماهنگی بالا کوشش واحدهای مختلف، پیش بینی فرصت های بالقوه برای محصولات جدید / خدمات در کسب وکار، سرعت تجاری سازی نوآوری های جدید، تطبیق سریع با تغییرات پیش بینی نشده، توانایی پیش بینی بحران های احتمالی در کسب وکار، تطبیق پذیری سریع باتغییرات درصنعت  یا بازارو  وفق با اهداف و مقاصد جدید، کاهش زمان پاسخگویی به نیاز های  بازارواکنش سریع به اطلاعات جدید در مورد صنعت یا بازار، که با بهره گیری از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد گردید.

 

1-7-2) آموزش مهارت:

تعریف مفهومی وعملیاتی متغیرآموزش مهارت به عنوان متغیر مستقل پژوهش عبارت می باشد از:

تعریف نظری: آموزش فرایندی سیستماتیک و مداوم می باشد که از طریق یاددهی مهارت ها، مفاهیم و قوانین و ایجاد تغییردر توجه کارکنان  منجر به بهبود عملکرد سازمان خواهد گردید. افراد در این فرایند به دنبال بهبود مهارت های فعلی خود و یادگیری مهارت های جدید  بوده وسازمان به دنبال بهبود عملکرد سازمانی از طریق بهبود عملکرد کارکنان استAbd Rahman et al ,2013) ).

تعریف عملیاتی: اموزش مهارت در این پژوهش با بهره گیری از معیار هایی که والدک و لفاکیس[6](2007) طراحی نموده اند سنجیده خواهد گردید. این معیار ها برای توسعه مهارت های فردی ،  مدیریتی و فرایندی بوده و عبارتند از: آموزش مهارت های نظارت بر کار، آموزش مهارت های مدیریت، آموزش توسعه اجرایی، آموزش مهارت های کامپیوتر، آموزش مهارت های فنی، آموزش مهارت های پایه مانند ریاضی یاانگلیسی(بعد آموزش برای توسعه فردی ومدیریتی). آموزش مهارت های خدمات به مشتری، آموزش مهارت های تیم سازی، آموزش مهارت های ارتباطی،آموزش مهارت های کیفیت مدیریت (بعد­آموزش برای توسعه فرایند) که با بهره گیری از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد گردید.

1-7-3) فرایند مدیریت دانش:

تعریف مفهومی وعملیاتی متغیرفرایند مدیریت دانش به عنوان متغیر تعدیل گر پژوهش به تبیین زیر می باشد:

 

تعریف نظری:

مدیریت دانش فرایند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، نگهداری، ارزیابی و بکارگیری دانایی متناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان از طریق پیوند میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد.( King, 2008) فرایند مدیریت دانش از دیدگاه قابلیت های سازمانی دارای 4 بعد کسب دانش ، به کارگیری دانش ، تبدیل دانش  و حفظ دانش می باشد Abd Rahman et al.,2013) ).

کسب دانش: شامل جستجوی اطلاعات مورد نیاز به مقصود اتخاذ تصمیمات،  حل مسائل یا نوآوری می باشد. چالش امروز، یافتن اطلاعات فراوان نیست بلکه مدیریت اطلاعات متنوعی می باشد که می توانند کسب شوند(قلیچ لی، 1389).

به کارگیری دانش: به کار گیری دانش در واقع دیدن آثار دانش در برنامه های کلان و فعالیت های روزمره سازمان وتجلی آن در مهارت اشخاص(ابزری وهمکاران، 1390).اینکه چگونه اطلاعات را به روش های جدید و جالب به مقصود تقویت نوآوری سازمان ترکیب کنیم. در این مرحله تمرکز آغاز بر افراد و سپس بر گروه هاست(قلیچ لی، 1389).

تبدیل دانش : تصریح به فعالیت هایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش یا یک نفر به بخش یا نفری دیگر را شامل می گردد و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل،تفسیر و تصفیه دانش می گردد(فاتحی، 1390). در این موقع دانش شکل داده می گردد و پس قابل انتقال به دیگران می گردد و آن منشأ دانش جدید سازمان می گردد.

حفظ دانش:  فعالیت هایی که دانش را در سازمان ماندگار کرده و موجب تبدیل دانش غیرمکتوب و ذهنی به دانش مکتوب و مدون می گردد (ابزری وهمکاران، 1390).

تعریف عملیاتی:

درادامه به شاخص های سنجش ابعاد چهارگانه فرایند دانش اشتاره می گردد:

کسب دانش با سازه های تولید دانش جدید از دانش موجود، تبادل دانش با شرکای تجاری ، تبادل دانش بین کارکنان، کسب دانش در مورد محصولات جدید / خدمات درصنعت ، کسب دانش در مورد رقبا در ما صنعت و با بهره گیری از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد گردید.

تبدیل دانش با سازه های انتقال دانش سازمانی به کارکنان، جذب دانش از کارکنان به سازمان، یکپارچه سازی منابع و انواع دانش های مختلف، سازماندهی دانش، جایگزینی دانش جدید به جای دانش قدیمی، تبدیل دانش به طراحی جدید محصولات / خدمات و با بهره گیری از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد گردید.

به کارگیری دانش  با سازه های به کار گیری دانش  در جهت اجتناب از اشتباهات قبلی، به کار گیری دانش در حل مسایل جدید،  قابلیت دسترسی برای کسانی که به دانش نیاز دارند، بهره برداری از دانش جدید، بهره گیری از دانش در توسعه محصولات / خدمات جدید و با بهره گیری از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد گردید.

حفظ دانش با سازه های حفاظت از دانش پیش روی  مصرف نامناسب داخل سازمان، حفاظت از دانش پیش روی مصرف نامناسب خارج سازمان،  حفاظت از دانش پیش روی سرقت از درون سازمان، حفاظت از دانش پیش روی سرقت از بیرون سازمان،  ایجادانگیزه هایی برای  تشویق به حفاظت از دانش سازمان، وجود فن آوری های محدود کننده  دسترسی به بعضی از منابع دانش، وجود سیاست های مناسب برای حفظ اسرار تجاری شرکت و با بهره گیری از طیف پنج گزینه لیکرت سنجیده خواهد گردید.

1-8) قلمرو پژوهش

گستره این پژوهش در سه قلمرو موضوعی ، زمانی و مکانی قرار می گیرد که عبارتند از:

قلمرو موضوعی – قلمرو موضوعی این پژوهش در حوزه مدیریت منابع انسانی و مدیریت دانش می باشد

قلمرو زمانی – مطالعه در مورد پژوهش و جمع آوری داده ها و اطلاعات پژوهش در شش ماه  اول 1393 صورت گرفته می باشد .

قلمرو مکانی – قلمرو مکانی شرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت می باشد.

[1] Abd Rahman

[2]  Robbins

[3] Pfeffer & Salancik

[4]  Daft

[5] Gold

[6]  Waldeck and Leffakis

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید