2-1-1)مفهوم اثربخشی

تاثیر سازمانی یک مفهوم واحد و منفرد نیست؛ بلکه موضوعی بسیار پیچیده می باشد که مشتمل بر ترجیحات و انتظارات متفاوتی می باشد. تاثیر سازمانی روشی می باشد که سازمان ها، چگونگی تحقق موفقیت آمیز مأموریت هایشان را از طریق راهبرد های سازمانی، مورد ارزیابی قرار می دهند. به عبارت ساده تر، تاثیر سازمانی معمولا در قالب اندازه یا درجه ای می باشد که در آن، یک سازمان اهدافش را به دست می آورد (آقایی و همکاران، 1390). در زمینه سازمانی یک توافق عمومی برای تعریف اثربخشی وجود ندارد. اوّلین دیدگاه در زمینه اثربخشی احتمالاً در دهه 1950 میلادی مطرح گردید (دفت، 1390). در تعریف دیگر اثربخشی، دست یابی به هدف های صحیح، اصلی و اساسی تعریف گردیده می باشد (الوانی، 1381). اثربخشی یک مفهوم کُلّی می باشد و هنگام تعیین آن اندازه یا حدودی که هدف های چندگانه (چه رسمی، چه عملیاتی) تأمین شده اند، سنجیده یا اندازه گیری و مورد قضاوت قرارمی گیرند. اثربخشی توّجه به بازده یا ستاده صحیح و مناسب می باشد و معنای کیفیت را در بطن خود دارد (حقی، 1385). «اتزیونی»[1]اثربخشی را اندازه تحّقق اهداف تعریف می کند و «فیدلر»[2] که نظریه رهبری اثر بخش را مطرح کرده می باشد، اثربخشی را مشتمل بر روابط مدیر با همکاران، اندازه کار از پیش تعیین شده و اندازه قدرتی که مدیر از مقام خود به دست می آورد، می داند. همچنین «ردین»[3]معتقد می باشد که اثربخشی به اندازه ای از کار اطلاق می گردد که مدیران بتوانند به نتایج معیّنی با نیازهای خاصی از طریق اداره درست در موفقیت سازمان دست یابد. او در عین حال اثربخشی را وابسته به شخصیت، رفتار و انتظار مدیر، زیردستان، همکاران، هم قطاران و سازمان می داند (مقیمی و همکاران، 1386). «کالدول»[4] و «اسپینکس»[5] می گویند که اثربخشی، اندازه یا حدود دستیابی به اهداف برنامه می باشد. «هوی»[6] و «میسکل»[7]اثربخشی را توصیف عملی در جهت نیل به یک هدف می دانند (هوی و میسکل، 1371). پس آن چیز که که از این تعاریف بر می آید این نکته می باشد که مسائل و معضلات لاینفکی در تعریف اثربخشی و سنجش آن هست و در سال های گذشته دانشگاهیان در خصوص توافق بر آن چیز که که  اثربخشی معنا می دهد با معضلات قابل ملاحظه ای مواجه بوده اند. با همه این وجود همه آنها در این امر که اثربخشی موضوعی مهّم در تئوری سازمان می باشد اتفاق نظر داشته و صراحتاً آن را تأیید می کنند. در حقیقت مشکل می باشد که یک تئوری سازمان را بدون وجود مفهوم اثربخشی در آن متصّور گردید (رابینز، 1385). رابینز[8](1990)اثربخشی سازمانی را به عنوان اندازه کسب اهداف کوتاه مدت و بلند مدت با در نظر داشتن انتظارات ذی نفعان وارزیابی کنندگان تعریف می کند. ففر و سالانسیک[9] (1978)اثربخشی سازمانی را درجه و میزانی که سازمان نیازها را برآورده می سازد یا برآوردن معیارهای ارزیابی افراد خارج از سازمان تعریف می کنند (سیفی سالدهی وهمکاران، 1392). از نظر دفت[10] (1995)اثربخشی سازمانی عبارت از اندازه دسترسی به اهداف تعین شده می باشد (etal.,2010 Zheng).

کمبل[11](1997) در بازبینی خود از مطالعات صورت گرفته پیرامون اثربخشی سازمانی، اظهار داشت که معیارهای ارزیابی اثربخشی سازمانی بایستی به گونه ای ایجاد گردد که بتوان آنها را به مقصود مقایسه سازمان ها، سنجش تأثیر کوشش های صورت گرفته در جهت توسعه سازمانی وتعیین ویژگی هایی از سازمان که به گونه معناداری با اثربخشی سازمانی  به عنوان یک مفهوم بنیادی  مرتبط هستند به کار گرفت؛ مانند این معیارها می توان به این موارد تصریح نمود:  اثربخشی کلی، کارایی، کیفیت، رشد، انگیزش، کنترل، انعطاف پذیری و سازگاری، مهارت های وظیفه ای مدیریت، ارتباطات و مدیریت اطلاعات، مشارکت و تقسیم قدرت، پیشرفت، بهره وری، سود، اندازه غیبت، رضایت شغلی، روحیه، تضد، تعیین هدف و برنامه ریزی، مهارت های بین فردی مدیریتی، آمادگی، کاربرد منابع محیطی، ارزش منابع انسانی، آموزش و توسعه (آقایی و همکاران، 1390).

2-1-2)اهمیّت اثربخشی سازمانی

اثربخشی مفهومی اساسی در نظریه های سازمانی می باشد و یکی از ملاکهای ارزیابی عملکرد سازمانی به شمار می رود. این مفهوم به شکل عمیقی در ادبیات سازمانی جای گرفته و به عنوان موضوع اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی در نظر گرفته می گردد (زکی و همکاران، 1385). اثربخشی مفهومی می باشد که اندازه گیری آن بسیار سخت می باشد. این متغیر شامل محدوده ای از متغیرها در بازه سطح سازمانی و واحد های زیر مجموعه آن می باشد. از آنجا که در سازمان های بزرگ اهدف متفاوتی همزمان دنبال می شوند. مبحث اثربخشی پیچیده تر می گردد(Ahiauzu,2013   Amah and). از طرفی هدف اصلی تمام سازمانها ارتقا اثربخشی و کارایی می باشد. امروزه در نظر داشتن کیفیت فعالیتها باعث تقدم اثربخشی وکارایی گشته می باشد. برای اینکه سازمانی بتواند به بقا خود ادامه دهد بایستی کارهای مفیدی را انجام دهد. هدف های عمومی که به وسیله طراحان سازمان تعیین شده، بایستی منجر به تولیدمحصول یا خدماتی گردد که برای اعضای آن سازمان یا سازمان های دیگر یا عموم جامعه مفید باشد. پی بردن به این واقعیت که سازمانها وظایف گوناگونی را انجام می دهند و هدف های جداگانه ای دارند که پاره ای از آنها ممکن می باشد با هم تضاد داشته باشند، همچنین با قبول اینکه هر سیستمی دارای وظایف مختلفی می باشد و در محیطی به حیات خود ادامه می دهد که داده های غیرقابل پیش بینی برای آن فراهم می کند، اثربخشی یک سیستم را می توان برحسب توانایی آن به ادامه حیات خود درموارد بحرانی، سازش، حفظ خود و رشد و توسعه اش بدون در نظر داشتن وظایف خاصی که انجام می دهد در نظر گرفت (صوفی وهمکاران، 1391). امروزه صاحب نظران و محقّقان براین باورند که اثربخشی سازمانی هدف نهایی (عیان یا پنهان) همه سازمان هاست و تصّور سازمانی که شامل ساخت تاثیر نباشد مشکل می باشد. آنان توّجه به موضوع اثربخشی را باعث توسعه تئوریهای سازمانی ذکر می کنند و اثربخشی را موضوع اصلی، در فضایی عملی نیز می دانند (اصفهانی و همکاران، 1376). به هرحال اثربخشی سازمانی ، موضوعی اصلی در نظریه های سازمانی می باشد و یکی از ملاک های ارزیابی عملکرد سازمانی به شمار می رود. مفهوم اثربخشی در مدیریت با تغییر اندازه موفقیت نتایج حاصل از کار بایستی. مهم ترین هدف مدیر باشد. اثربخشی چیزی می باشد که مدیر ازراه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و به صورت بازده کار ارائه می کند(مودب وهمکاران، 1392).

2-1-3)تفاوت کارآئی و اثربخشی

دو مفهوم اثربخشی و کارآئی در مدیریت امروز بسیار اهمّیت دارند و در اغلب بحث های مربوط به مدیریت به کَرّات از آنها نام برده می گردد . ازنظر پیتردراکر[12] (1964) اثربخشی، یعنی بجای آوردن کارهای درست و کارآئی یعنی درست بجای آوردن کارها.  در تألیفات مدیریت کارآئی عموماً تصریح می کند به نسبت بازده و هزینه. کارآئی تلویحاً به معنای «بیشتر، بهتر، سریعتر و ارزانتر» می باشد. یا به بیانی دیگر به معنای خوب بجای آوردن هر امری بدون اُفت و اتلاف می باشد. اما در ارتباط با سازمان کافی نیست که کارآئی مدیر فقط بر حسب پایین نگهداشتن هزینه های پرسنلی سنجیده گردد. زیرا افراد انسانی منبع عمده سازمانها محسوب می شوند. از این رو کارآئی بایستی به معنای رشد و ارتقای دانش و مهارت های کارکنان و ارضای نیازهای آنان نیز تلقی گردد. کارآئی بر چگونگی انجام کار تأکید می کند. اثربخشی معنایی متفاوت با کارآئی دارد. تمرکز و تأکید آن بر نتایج کار می باشد. اثربخشی وقتی حاصل می گردد که سازمان به هدف ها یا نتایج مطلوب خود نایل آید. از این رو برای اثربخشی، مدیران سازمان بایستی در درجه اوّل بتوانند هدف های مناسب و مقتضی تعیین کنند و «امور و کارهای درست» برای بجای آوردن انتخاب نمایند. گاهی اثربخشی را طوری تعریف می کنند که تأکید آن بر نتایج کار برحسب کمیت، کیفیت، زمان و هزینه می باشد. در این صورت مفهوم اثربخشی، کارآئی را نیز در بر می گیرد. یعنی علاوه بر مناسب بودن هدف ها و نیز ارزش ها و هنجارهای نهفته در هدف های کار، تأثیر کار بر افراد سازمانها را نیز شامل می گردد. مسئولیت های مدیران در سازمانها ایجاب می کند تا عملکرد آنها در آنِ واحد هم کارآمد و هم اثر بخش باشد. گرچه کارآئی اهمّیت دارد اما تاثیر حساس و حیاتی می باشد. از دید «پیتر دراکر»اثربخشی کُلّید موفقیت سازمان به شمار می رود. به رغم نیاز مدیران به ایجاد شرایط و فرصت های مطلوب و موفقیت آمیز در کار، سازمانها تلویحاً اثربخشی را بیشتر از کارآئی لازم می شمارند، پس مسئله اصلی در وهله اوّل نه «درست بجای آوردن کارها» بلکه یافتن «کارهای درست» و متمرکز کردن منابع و فعالیت ها بر بجای آوردن آنهاست. در نهایت بایستی گفت در بعضی از سازمانها کارآئی به اثربخشی منجر می گردد و در بعضی هم بین این دو ارتباط ای وجود ندارد. امکان دارد یک سازمان از کارآئی بالایی برخوردار باشد اما نتواند به هدف های خود دست یابد. زیرا کالایی را تولید می کند که متقاضی زیادی ندارد. به همین گونه امکان دارد یک سازمان به هدف های سودآوری خود برسد، اما کارآئی نداشته باشد (دفت، 1390: 103).

2-1-4)شاخص های اثربخشی و کارآئی

در اثربخشی، افراد به دنبال درست بجای آوردن فرآیندهای کاری هستند تا از طریق آن سازمان نیز به اهداف خود دسترسی یابد. تحّقق اهداف سازمان به نحو مطلوب موضوع مورد توّجه اثربخشی می باشد. اثربخشی به اندازه زیادی با کیفیت نیز در ارتباط می باشد. محور اساسی در اثربخشی نتایج یا بازده کار می باشد. به تعبیر دیگر    اثربخشی انجام کارهای صحیح می باشد. در کارآئی افراد سازمان به دنبال بجای آوردن کارهای درست هستند یعنی با کارآئی، منابع سازمان بهتر و مفیدتر به کار گرفته می گردد. کارآئی ارتباط نزدیکی با کنترل فرآیند و کاربرد منابع طی اجرای فرآیند دارد (سلطانی، 1382).

[1] Etzioni

[2] Fydlr

[3] Rdyn

[4] Caldwell

[5] Aspynks

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[6] Have

[7] Myskl

[8]  Robbins

[9] Pfeffer & Salancik

[10]  Daft

[11] Campbell

[12] Peter drucker

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید