اولین بار «اجزن» (1985) به اندازه‌گیری مستقیم نگرشها، هنجارهای ذهنی، عوامل مؤثر بر روی رفتار یک فرد و کنترل رفتاری درک شده پرداخت. عنصر کنترل رفتاری درک شده به معنای تعیین تمایلات رفتاری و رفتار بهره گیری کننده می باشد. این مدل، شامل اندازه‌گیری غیرمستقیم نگرشها، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده نیز هست (اسمارکولا[2]، 2008). بر مبنای این نظریه، اقدام بشر با سه نوع ملاحظه هدایت می گردد : عقایدی در مورد عواقب احتمالی رفتار (باورهای رفتاری)، عقایدی در مورد انتظارهای بهنجار از دیگران (باورهای اصولی) و عقایدی در مورد حضور عواملی که ممکن می باشد بر اجرای رفتار اثرگذار باشند(باورهای کنترل شده). باورهای رفتاری، توجه مطلوب یا نامطلوبی را نسبت به رفتار ایجاد می‌کنند. باورهای اصولی به درک فشار اجتماعی یا هنجارهای ذهنی منجر می گردد و در نهایت باورهای کنترلی به افزایش کنترل رفتاری درک شده، درک سهولت و یا سختی اجرای رفتار منجر می گردد. در کل، توجه نسبت به رفتار ، هنجار ذهنی و ادراک فرد از کنترل رفتاری، به شکل‌گیری قصد رفتاری فرد منجر می گردد. توجه و هنجار ذهنی مطلوب‌تر و درک کنترل بیشتر بر اجرای کار، به احتمال زیاد، قصد فرد را به اجرای یک رفتار در پاسخ به یک نیاز بر خواهد انگیخت(هروبس[3] و اجزن،2001). عناصر مدل اجزن، در شکل (2-2) نشان داده شده می باشد:

باورهای رفتاری
باورهای اصولی
باورهای کنترل شده
توجه
هنجارهای ذهنی
کنترل درک شده رفتاری
قصد رفتاری
رفتار

 

 

 

 

 

 

 

شکل (2-2) مدل رفتار برنامه‌ریزی شده اجزن (1991)

تئوری رفتار برنامه‌ریزی شده مدعی می باشد که مهم‌ترین عوامل اصلی که تعیین‌کننده قصد رفتاری هستند عبارتند از: در نظر داشتن رفتار، هنجار ذهنی و کنترل درک شده رفتاری که در جدول زیر معرفی شده‌اند.

جدول (2-1) : برساخته‌های اصلی TPB (قربانی زاده وهمکاران، 1390)

برساخته اصلی تعریف
توجه فرد به رفتار احساس مثبت یا منفی فرد در باره انجام یک رفتار خاص می باشد (فیشبن و آجزن، 1975)
هنجار ذهنی ادراک فرد در باره اینکه اغلب مردمانی که به نظر او مهم هستند، چه فکر می­کنند و او بایستی یا نباید مورد نظر آنها را در رفتار خود مورد توجه قرار می‌دهد(فیشبن و آجزن، 1975)
درک از کنترل بر رفتار سادگی یا دشواری یک رفتار از نظر فرد(فیشبن و آجزن، 1975) و در حوزه پژوهش‌های مرتبط با سیستم‌های اطلاعات «ادراکات مربوط به قیود داخلی و بیرونی بر رفتار»(تیلور و تاد 1995)

 

تئوری رفتار برنامه‌ریزی شده به گونه وسیعی در مطالعات اجتماعی به کار رفته می باشد، مطالعات نشان می‌دهد که چندین طرح در حوزه سیستم‌های اطلاعات نیز با تئوری رفتار برنامه‌ریزی شده اجرا شده می باشد؛ این مطالعات انواع گوناگونی از کاربردهای پذیرش فناوری را مورد توجه قرار داده‌اند؛ مانند پذیرش سیستم طبابت از راه دور، تجارت الکترونیک، اخلاق فناوری و بانکداری مجازی. این مطالعات نشان می‌دهد که تئوری رفتار برنامه‌ریزی شده می‌تواند برای بعضی از زمینه‌های پژوهشی مناسب باشد.

بعضی از تحقیقات انجام شده بر مبنای نظریه رفتار برنامه‌ریزی شده و تأثیر آن بر پذیرش فناوری از سوی کاربران، عبارتند از: پژوهش «هریسون»(1997)، «ترافیموو و دورن»(1998)، «تیلور و تاد»(1995)، «ماتیسون»(1991)، «جارونپا و تاد» (1997)، «جورج» (2002)، «باتاچرجه» (2000)، «سو و هان» (2003)، «پاولو» (2002)، «تان و تئو» (2000)، «سونگ و زاهدی» (2001). نتایج به دست آمده از این پژوهشها، مفید بودن این نظریه را در پیش‌بینی رفتار بهره گیری‌کنندگان از فناوری تأیید کرده می باشد.

 

2-9-3- نظریه تجزیه رفتار برنامه‌ریزی شده[4] :

این نظریه شکل تکامل یافته دو نظریه قبلی می باشد و در سال 1995 توسط «تیلور و تاد[5]» مطرح گردید. نظریه مطرح شده، نشان دهنده لزوم درک بهتر از روابط بین ساختار باورهاست و به قصد تجزیه باورهای نظری و نظریه رفتار برنامه‌ریزی شده تکامل یافته می باشد. «شیمپ و کاواس»(1984) استدلال می‌کنند مؤلفه‌های شناختی باورها (عقاید) را نمی‌توان به یک واحد منفرد مفهومی یا ادراکی سازمان داد. مطالعات «تیلور و تاد» (1995) نیز مشخص ساخت بر اساس نظریه اشاعه نوآوری باورها دارای سه ویژگی برجسته درک سودمندی (مزیت نسبی)، درک سهولت بهره گیری (اندازه پیچیدگی) و سازگاری می باشد. درک سودمندی (مزیت نسبی) به درجه‌ای تصریح دارد که نوآوری فناورانه، منافعی از قبیل منافع اقتصادی ، افزایش راحتی و رضایت را به همراه دارد. درک سودمندی بایستی به گونه‌ای مثبت با اندازه سازگاری با نوآوری مرتبط باشد (راجرز[6]، 1983). سهولت بهره گیری، نشان دهنده میزانی می باشد که تصور می گردد نوآوری فناورانه می‌تواند از لحاظ درک، یادگیری یا اقدام پیچیده باشد. فناوریهای نوآورانه که به نظر می‌رسد بهره گیری از آنها آسان می باشد، بیشتر توسط کاربران پذیرفته و بهره گیری می شوند. سازگاری به درجه‌ای اطلاق می گردد که نوآوری متناسب با ارزشهای بالقوه موجود، تجربه قبلی و نیازهای کنونی می باشد (همان منبع).

«تورناتزکی و کلین» (1982) دریافتند چنانچه فناوری با مسئولیتهای شغلی و نظام ارزشی فرد انطباق داشته باشد، سازگاری بیشتری خواهد داشت. «تیلور و تاد» نشان دادند نظریه تجزیه رفتار برنامه‌ریزی شده، قدرت توضیحی بیشتری از نظریه رفتار برنامه‌ریزی شده و نظریه اقدام منطقی در ارزیابی اندازه پذیرش فناوری توسط کاربر داراست (شی و فانگ[7]، 2004).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] – Theory of Planned Behavior (TPB).

[2] – Smarkola

[3] – Hrubes

[4] – Decomposed theory of Planned Behavior Model

[5] – Taylor & Todd

[6] – Rogers

[7] – Shih &Fang

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید